خوشحالیم که این بار هم توانستیم با خدمتی دیگر به دوستان و کاربران عزیز کمکی کرده باشیم دوستان عزیز هر مشکلی دارند در این قسمت مطرح کنند تا در کمترین زمان ممکن به شما درباره هر موضوعی کمک کنیم،قابل ذکر است که مشکلات یا مشاوره این قسمت کاملآ محرمانه است و اطلاعات شما جایی نفوذ نمی کند....باتشکر
امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم؛ و امیدوار
بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق
خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی. اما متوجه شدم که خیلی
مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.
نوشته شده توسط شاهین حسن وکیلی در پنجشنبه 16 مهر 1388 و 03:00 ب.ظ
حكایت سه شپش!(طنز)
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود.
سه تا شپش بودند در ولایت جابلقا که با فلاکت و بدبختی
زندگی میکردند. یک روز یک جلسهی مشورتی گذاشتند که با هم مشورت کنند،
ببینند چطور میتوانند از این وضعیت خلاص شوند.